على رفيعى

156

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

امام صادق عليه السلام و مسأله خلافت با تبيين و ترسيم شرايط سياسى و فرهنگى دوران امام صادق عليه السلام اين پرسش مطرح است كه پيشواى ششم چرا از اوضاع بحرانى و استثنايى پيش آمده براى به دست گرفتن قدرت استفاده نكرد ؟ در پاسخ به اين سؤال بايد بگوييم برغم پيدايش شرايط استثنايى در مقايسه با دوران‌هاى پيشين ، راه اقدام نظامى براى به دست گرفتن قدرت و عهده‌دارى خلافت بر روى امام صادق عليه السلام بسته بود ؛ از اين رو آن حضرت با صراحت به درخواست پيشنهاد دهندگان خلافت - اعم از دعوتگران عباسى همچون ابومسلم خراسانى و ابوسلمهء خَلّال و برخى شيعيان - پاسخ منفى داد . مهم‌ترين علل عدم اقدام نظامى امام صادق عليه السلام : 1 - برخوردار نبودن از حمايت‌هاى نظامى مردمى امام صادق عليه السلام براى تشكيل حكومت و اجراى احكام و دستورات الهى و اقامه عدل و قسط در جامعه ناگزير از مبارزه با دو جبهه بود ؛ جبههء امويان كه نزديك به يك قرن بر جامعه اسلامى سلطه داشتند ، و جبهه عباسيان كه پيش از دوران امامت آن حضرت ( سال يكصد هجرى ) تشكيلات پنهانى گسترده‌اى را براى سرنگونى امويان و به دست گرفتن حكومت تدارك ديده بودند . پيشواى ششم براى پيروزى بر دو جبهه ياد شده و تشكيل حكومت اسلامى ، به مردمى كه در همه شرايط از رهبرى حمايت كنند و آماده هر نوع فداكارى باشند ، نيازمند بود . متأسفانه مردمى كه در دوران امام صادق عليه السلام مىزيستند از نظر فكرى و سياسى ، با آرمانهاى امامت فاصله زيادى داشتند . آنان كه به زندگى مادى و حكومت سرشار از انحراف و فساد امويان خو گرفته بودند نه‌تنها آماده ايثار و تحمل تنگناها و سختىهاى مبارزه نبودند و امام را در سرنگونى حكومت امويان و كوتاه كردن دست عباسيان ، يارى